یلدا در مدرسه
٣ شنبه رسیدیم خونه و بلافاصله مشغول شدیم خیلی کار داشتیم یه کاردستی از فصل زمستون و سالاد ماکارونی که فردا باید میبردیم مدرسه
٤ شنبه صبح با هم رفتیم مدرسه و کاردستی و سالاد رو هم بردیم
وقتی داخل کلاستون شدم خیلی متعجب شدم
یه تزیین خیلی قشنگ ، فكر كنم يه تعدادي از مادرا ديروز بعدازظهر زحمت اين كارو كشيده بودن
گوشه كلاس يه آدم برفي بزرگ بود وسط كلاس يه كرسي و روش لحاف چهل تيكه، روش سماور و استكان و ديزي و انارايي كه دور هر كدوم يه تور سبز رنگ پيچيده بودن
سقف كلاس تور و دانه هاي برف
نميدوني چقدر خوشم اومده بود ، تو هم همينطور
منم سالادو گذاشتم و برگشتم خونه تا وسايل بردارم و ظهر بيام دنبالت بريم خونه مامان آذر
ساعت 11 اومدم تا شاهد جشنتون باشم ولي دير رسيدم و جشن تمو شده بود و شما از كلاس اومدين بيرون چون زنگ ورزشتون بود منم اجازتو گرفتم و با هم رفتيم
اونقدر خورده بودي كه دل درد داشتي
دست همه مادرا درد نكنه
هركسي زحمت يه چيزيو كشيده بود بعضي چيزها رو هم دو نفر با هم تهيه كرده بودن
انار، هندوانه، ساندويچ اولويه، نوشابه، پفيلا ، ژله، كيك به شكل هندوانه ، موز، خيار، سيب، آجيل ( پسته، بادوم هندي و بادام) ، سالاد ماكاروني ( خودم زحمتشو كشيده بودم) و يه پاك كن به شكل لاك پشت و يه ماشين كوچولو به عنوان هديه
فيلمبرداري و عكاسي هم شد
خلاصه يه جشن مفصل
همه براي تماشاي كلاس شما مي اومدن و تعريف و تمجيد مي كردن
عكسها در ادامه ...






یلدا در مدرسه
