عسلعسل، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

عسلای مامان

روز اول مدرسه

1390/7/4 12:47
نویسنده : مامان
425 بازدید
اشتراک گذاری

ديروز مردم و زنده شدم - صبح تو رو گذاشتم مدرسه - چون سرويس اعلام كرده بود صبح بچه ها رو خودتون بياريد و ظهر ما اونها رو بر مي گردونيم - يه ساعتي موندم مدرسه و وقتي رفتي سر كلاس و مدير اعلام كرد كه مادرا برن خونه ، از مدير درمورد سرويس سئوال كردم و اونم گفت كه بله ظهر سرويس برقراره

رفتم خونه و باز آروم نگرفتم و زنگ زدم با مسئول سرويس (آقاي حيدري) صحبت كردم و گفتم كه آيا حتما سرويس هست اگه نيست من خودم برم و از مدرسه بيارم كه اونم گفت نه خانم حتما هست

 

ساعت 30/12 شد و ديدم نيومدي دوباره با مسئول سرويس تماس گرفتم گفت امروز چون روز اوله دير حركت كردن ولي ميان نگران نباشين

ساعت يك شد زنگ زدم مدرسه گفت همه بچه رفتن و كسي از شيفت صبح نمونده

زنگ زدم مسئول سرويس گفتم شماره راننده رو بدين باهاش صحبت كنم و اونم خودش شماره راننده رو گرفت و پرسيد كه بچه اي مونده كه نرسونده باشي اونم گفت نه - گوشي دستم بود و وقتي اينو فهميدم ديگه بغضم تركيد و شروع كردم گريه كردن آقاي حيدري گفت من خودم ميرم مدرسه و پسرتونو ميارم وقتي زنگ زدم مدرسه اونم اونجا بود و گفت خانم پسرتون تو حياط بود و حالش خوبه و الآن ميارمش ديگه چشت روز بد نبينه هر چي به دهنم ميومد بهش گفتم و گوشيو قطع كردم وقتي رسيدي تو رو فرستادم خونه و كلي باهاش دعوا كردم و اونم تقصير و انداخت گردن روز اولي و شلوغي و ...

خدا به دادمون برسه با اين سرويس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

وحیده مامان پارسا
4 مهر 90 20:20
مثل اینکه مامانها بیشتر از بچه ها استرس دارند.من هم با وجود اینکه از دو روز قبل برا سرویس هماهنگی کرده بودم.چند بار زنگ زدم و میپرسیدم کجا هستند کی رسیدند کی راه میفتند و .......
راستی من لینکتون کردم


مرسي عزيزم- آقا رادمان بالاخره ديروز ظهر با سرويس اومد خونه و خيلي راضي بود چون مهماندارشون به گفته خودش يه خانم خوشكل بوده و ماشين هم يه ون سبز رنگه