عسلعسل، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

عسلای مامان

يك روز با پدر

1390/7/9 10:19
نویسنده : مامان
353 بازدید
اشتراک گذاری

متاسفانه كلاسهاي اين ترم من خيلي بده و خودم هم راضي نيستم ولي
چاره اي نيست حداقل خوبيش اينه كه يه روز در هفته است.

5 شنبه از صبح تا 7 شب كلاس دارم شما هم پدر و پسر با هم بودين و كاراي زيادي با هم انجام داده بودين از جمله رفتن به نمايشگاه آتش نشاني كه يه جايزه هم گرفته بودي يه ماشين آتش نشاني كوچك كه خيلي بامزه است و خيلي خوشم اومد و رستوران براي خوردن نهار بود البته من خودم شب قبل نهارتون رو آماده كرده بودم ولي چون بيرون از خونه بودين و تو گرسنت شده بابا هم تو رو برده بود رستوران شب هم كه من اومدم رفته بودين بالا سر نقاش كه تو خونمون داره كار ميكنه و من پشت در موندم چون كليد نداشتم و زنگ زدم تشريف آوردين. قربونت برم دلم برات خيلي تنگ شده بود .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)