مشق
مشقات از سه خط شروع شد و به شش خط يعني دو تا سه خطي رسيد و ديروز كه دو صفحه يعني دوره اي از كل حروفي كه تا حالا ياد گرفتين
حالا ببين رادماني كه سه خطو به زور مي نوشت دو صفحه رو چه جوري نوشت
اومدم دنبالت خونه مامان ناجي اينا ، خواب بودي - بهت گفتم پاشو بريم خونه با ماشينت بازي كن
تو هم گفتي كه مشق دارم - گفتم سه خط كه چيزي نيست - بغض كردي و گفتي سه خط نيست برو ببين چقدره - منم نگاه كردم و ديدم كه دو صفحه مشق داري - گفتم خوب زودتر پاشو بريم خونمون كه زودتر شروع كني و زودي هم تمومش كني- ولي تو عزا گرفته بودي كه چه جوري مي خوام بنويسم تقريبا گريه ات هم درمد
رفتيم خونه و اين دو صفحه سه ساعت و نيم طول كشيد البته بينش بازي كردي ، عصرونه خوردي، كمي هم تلويزيون نگاه كردي
بالاخره تموم شد.
نمي دونم آيا همه بچه ها از درد دستشون مي نالن يا فقط تويي ؟ نصف خط و كه مي نويسي ميگي دستم درد گرفت و كمي استراحت مي كني- منم بهت مي گم انگشتاتو ورزش بده
آخه خيلي مداد و فشار ميدي حتي موقع رنگ كردن هم همينطوري هستي
به نظر من علتش همينه


مشق
